الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

78

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

نماز فارغ شدم و نماز صبح را خواندم ، فرمود : « يا على ! كنيز مرا درد زايمان گرفته بود به ثعلبيه بردم مبادا صداى او را كسى بشنود ! پس آنجا همان پسرى را كه از كرامت ، سخاوت و شجاعتش گفته بودم به‌دنيا آورد » . على گفت : به‌خدا سوگند كه آن پسر بزرگ شد ، همان‌طور بود كه امام وصف كرده بود . « 1 » 86 - از جمله روايتى است كه از ابن ابى حمزه نقل كرده‌اند ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام بودم كه سى غلام زرخريد از حبشه وارد شدند كه براى آن حضرت خريده بودند ، يكى از آنها صحبت كرد ، خوب صحبت مىكرد ، امام عليه السلام به زبان خودِ او جواب داد ، غلام از سخن گفتن امام تعجّب كر و همگى شگفت‌زده شدند . امام عليه السلام پشت‌سر آنها بود ، سخن ايشان را نمىفهميد . پس امام عليه السلام به وى گفت : من مالى را به تو مىهم ، تو به هر كدام از اينها ماهيانه سى درهم بده ! » آنها بيرون رفتند درحالى كه به يكديگر مىگفتند : او به زبان ما بهتر از خودِ ما حرف مىزند ! و اين از جانب خدا لطفى است بر ما . على بن حمزه مىگويد : همين كه آنها بيرون رفتند گفتم : يابن رسول اللَّه ! ديدم شما به زبان اين غلامان حبشى صحبت مىكنيد ؟ فرمود : « آرى از بين آنها به اين غلام دستور مخصوصى دادم ؟ آرى به ايشان دستور دادم كه با همراهانش نيكى و نيكوكارى را توصيه كند و به هر كدام ماهيانه سى درهم بدهد ، اين از آن جهت بود كه چون او حرف زد ديدم داناترين آنهاست زيرا كه از شاهزادگان ايشان است ازاين‌رو او

--> ( 1 ) - خرايج : ص 277 .